با عرض ادب و احترام
مدت های طولانی است که این چند سوال فکر مرا به خود مشغول کرده لذا از شما تقاضای پاسخ دارم .
من در همه کتاب های علمی خوانده ام که آفرینش و هستی و جهان در اثر یک انفجار بزرگ حدود 4 میلیارد سال پیش بوجود آمده . تمام حیوانات از تغییر و دگرگونی طی میلیون ها سال به شکل امروزی در آمده اند . حال سوال من این است که آیا این فرایض خلقت خدا را زیر سوال نمی برد ؟ اگر ما این فرضیه را قبول داریم پس نقش خدا در خلقت موجودات , جهان , حیوانات , ماهی ها , درختان , و در کل در کل آفرینش چیست سوال دوم من این است که این که در قرآن نیز آمده که انسان از گل آفریده شده و بعد در آن دمیدیم چیست ؟راستش وقتی مقالات علمی را مطالعه میکنم و تمام مراحل و چگونگی تشکیل جنین در داخل رحم مادر را میشود با استدلال های علمی توجیح کرد , پس این فرمایش خداوند پیرامون آفرینش انسان در چیست ؟
سوال سوم من که مدت هاست بدان فکر میکنم این است که اگر بوجود آمدن خورشید را با پدیده های علمی ( که ابتدا خورشید یک توده سیاه و نامشخصی بوده , و سپس در اثر انفجار بوجود آمده ) توجیه میکنند , پس این که خدا در قرآن میفرماید که ما آسمان ها و زمین را آفریدیم چگونه توجیح میشود .
راستش من به سوالات مدت هاست که فکر میکنم اما متاسفانه هیچ کس نمی تواند پاسخی منطقی بمن بدهد . از شما تقاضا مندم که در صورت مکان ( هر چند که کوتاه نیز باشد) , جواب سوالات مرا بدهید .
سلامت و در پناه خدا باشید .
[خط فاصله]
پاسخ نویسنده:
سلام.مطالبی که شما می فرمائید هیچ کدام متناقض با نقش خداوند در آفرینش نیستند. تئوری های علمی که صحبت از انفجار می کنند هیچ کدام اثبات شده نیستند، یعنی راهی برای اثبات آنها وجود ندارد. هنوز در مورد 60 میلیون سال پیش زمین کسی نتوانسته پاسخگوی انقراض دایناسورها باشد. در قرآن و سایر کتب مقدس مثل تورات نیز آمده که خداوند آسمان و زمین را در 6 روز آفرید. در تفاسیر به شش دوران تعبیر شده است. خلقت خداوند بسیار حساب شده است و همه چیز را از راه اسباب و علل خودش می آفریند. این زمان گرچه به نظر ما طولانی نیست، اما برای خداوند زمان مطرح نیست. می توان آن را همان 6 دوران محسوب کرد.
خداوند اولین بار انسان را از گل آفرید و شکی در آن نیست. منظور از خاک یا گل، جنس زمین است. عناصر اصلی که در بدن انسان وجود دارد کاملاً زمینی است و عنصری ناشناخته که ماورایی باشد یا نمونه آن در زمین موجود نباشد وجود ندارد. جنین انسان تا 4 ماهگی مانند یک تکه گوشت است، بدون حرکت و احساس، سپس در آن روح دمیده می شود. در زیست شناسی و ژنتیک، نتوانسته اند این دمیدن روح را توجیه علمی کنند و آن را به فعال شده مغز تشبیه می کنند. در حالی که مغز مایه اصلی ادراک نیست. چون روح است که مایه حیات است. انسان مرده فرقش با انسان زنده در نداشتن روح است.
به نظر بنده تفسیرهای پوزیتیویستی و اثبات گرایی از هستی، که ناشی از تفکرات اومانیستی شروع شده از قرن 17 ام است، نمی تواند به واقع خدا را بشناساند، تمام این تفکرات منشاء یهودی دارند که انسان را محور جهان می دانند و خدا را مانند انسان ساعت سازی می دانند که ساعتی ساخته و رهایش کرده تا خود کارهایش را تدبیر کند. اگر می خواهید خداوند را بیشتر بشناسید، کمی در آیات قرآن تدبر کنید و یا نهج البلاغه را مرور کنید. حکمت های عالی از بیان عظمت و قدرت خداوند را بیان می کند.
در نمایشگاه قرآن در غرفه ای شخصی در مورد نجوم صحبت می کرد. در منظومه شمسی ما یک خورشید وجود دارد و 7 سیاره اصلی که به دور آن می گردند، تمام این منظومه به دور ستاره بزرگتری در حال گردش است. این منظومه بزرگتر در مدار کهکشان راه شیری در گردش است. تمام این کهکشان راه شیری، یکی از میلیون ها کهکشان شناخته شده در جهان است که طبق اعلام دانشمند ایرانی ناسا، کهکشان راه شیری، هر سال حدود 100 کیلومتر جابجا می شود. نظام خلقت بسیار پیچیده تر و علمی تر از آنی است که بخواهد خود به خود هدایت و کنترل شود. از بعد دیگر در نظر بگیرید، هر سلول انسان متشکل از هزاران مولکول است. بدن انسان بیش از 7 تریلیون سلول دارد، هر سلول به خوبی وظایف خود را انجام می دهد، در همین کره زمین که بسیار کوچک است، میلیاردها میلیارد جاندار وجود دارد که هر کدام نقش خود را ایفا می کنند و هر کدام روزی خوار موهبت الهی هستند. همه شکر گذارند (یسبح لله ما فی السماوات والارض) و عظمت هستی را درک می کنند. هر یک از موجودات رسالتی دارد و عهده دار کار خود است. در این میان تفکر مهمترین اصل است. اگر ساعتی تفکر کردید در مورد خداشناسی، بیشتر از 70 ساعت عبادت ارزش دارد.
به نصیحت عزیزی که پیام گذاشتند گوش کنید و سوال خود را از افراد مطلع تر نیز بپرسید. برترین پاسخ در خود ذهن شما نهفته است، کافی است آن را باور داشته باشید.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۲ساعت   توسط محمد
|