|
این مطلب گرچه مشهور است اما شنیدن دوباره آن نیز خالی از لطف نیست.
زمانی که امام راحل در قم طلبه بودند، به همراه یکی دیگر از علمای قم که آن زمان طلبه بودند، آوازه مرحوم نخودکی را که قبلاً راجع به او نوشتم را می شنوند و برای شاگردی نزد ایشان می روند. ایشان را در نیشابور ملاقات می کنند و در حالی که از شدت ایمان و یقین و نور ایشان در تعجب بودند، عرض می کنند: آقا ما را استادی کن. شیخ نگاهی به آنها می کند و می گوید سوالی از شما می پرسم. اگر به آن جواب دادید آنوقت می پذیرم. پرسیدند، اگر الآن جلوی شما کوهی از طلا قرار دهند و کوهی از کاه به حال شما چه فرقی می کند. آن دو بزرگوار پاسخ دادند، خوب کوه طلا برای ما ارزشش بیشتر است و آن را ترجیح می دهیم. این پاسخ نشان داد که آنان هنوز توانایی همراهی با شیخ را ندارند و شیخ آن دو را به خانه فرستاد و معذور داشت. اما در عوض ذکری به آنها گفت که هیچوقت دچار فقر نشوند. و اما آن ذکر: صبح ها بعد از نماز صبح سه بار این آیه را بخوانید: و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إنه الله بالغ أمره قد جلع الله لکل شیء قدراً آنگاه سه مرتبه سوره توحید را بخوانید و سه صلوات بفرستید. اما باید بر این ذکر مداومت داشته باشید. یا علی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۵/۰۴/۰۳ساعت   توسط محمد
|
|