|
جهت ازدیاد حافظ:
این آیه شریفه را برای ازدیاد حافظه بسیار بگو: 《رَبِّ هَبْ لِی حُکْمَاً وَ الْحِقْنِی بِالصّالِحین》 کشکول سیاح ۲۱/۴ جهت حفظ از بلیات: هر کس خالصانه و با وضو سوره علق را بنویسد و در سفر با خود بدارد از همه آفات و بلیات محفوظ بماند تا بازگردد خواص آیات قرآن ۲۱۴ جهت اجابت حاجات بسیار خاص به صحرا رود در جای خلوت خطی دور خود کشد و با طهـارت و تواضع ۲۹۰ بار آیةالکـرسے را تا "العلی العظیم" بخواند ختوم و اذکار ۱۲۱/۱ جهت شفای عاجل: ✨ امام صادق ؏ ؛ هرڪس سوره حمد را میان نافله و نماز صبح با نیت صحت از بیماری بخواند شفا یابد ان شا الله✨ جواهر القرآن برچسبها: ذکر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۲۹ساعت   توسط محمد
|
گويند جهت دزديده شده و مالي كه گم شده، هفت يا هفتاد مرتبه اين ذكر را بخوانند
بي شك (به لطف و خواست خداوند) پيدا شود: اصْبَحْتُ في جَوارِالله، اَمْسَیْتُ في اَمانِ الله. همچنین به تجربه رسيده است كه هر كس اين اوراد را بنويسد و در متاع (كالا و اموال) خويش نهد (قرار دهد)، از تلف شدن محفوظ باشد:يا حيُّ يا قيّوم يا ذالجلال و الاِكرام صَلّ علي محمدٍ وَ آلِ محمد وَاحْفظني و مالي بحق محمد و آل محمد يا حيُّ يا قيّوم. (مجمع الدعوات، ص 205)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ساعت   توسط محمد
|
تعویذ عافیت از سحر
در دعاهاي رازگونه وسرّي كه از مولايمان امام باقر(ع)ازاميرمؤمنان(ع)از پيامبرخدا نقل شده ،آمده:اي محمّد!سحر،همواره از قديم بوده وآن آسيبي نمي رساند،مگربه اجازه من.پس هركه دوست دارد از عافيت شدگان من از سحرباشد،بگويد: اللَّهُمَّ رَبَّ مُوْسَي وَخَاصَّهُ بِكَلَامِهِ،وَهَازِمَ مَنْ كَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ،وَمُعِيْدَهَا بَعْدَ الَعْوْدِ ثُعْبَاناً،وَمُلْقِفَهَا اِنَّكَ أهْلَ الأفْكِ،وَمُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِيْنَ،وَمَبْطِلَ كَيْدِ أهْلِ الفَسَادِ،مَنْ كَادَنِي بِسِحْرٍ أوْ بِضُرٍّ عَامِداً أوْ غَيْرَ عَامِدٍ،أعْلَمُهُ أوْلَا أعْلَمُهُ وَأخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلُهُ حَتَّي تُرْجِعَهُ عَنَّي غَيْرَ نَافِذٍ وَلَا ضَارَّ لِي،وَلَا شَامِتٍ بِي،إنَّي أدْرَأُ بِعَظَمَتِكَ فِي نُحُورِ الأعْدَاءِ،فَكُنْ لِي مِنْهُمْ مُدَافِعاً أحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَأتَمَّهَا يَا كَرِيمُ. برچسبها: سحر, ابطال سحر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد
|
برای باطل ساختن ھر گونه سحر و جادو
برای باطل کردن ھر گونه سحر و جادو روز پنجشنبه طناب برداشته و قد کسی که جادو زده شده اندازه گرفته شود و ٢٠۴ گره بر آن زده شود و به گره اولی سوره فلق خوانده شود و به گره دومی سوره ناس خوانده شود و بدین ترتیب کلیه گره ھا خوانده شود و در پایان ھر گره گفته شود(باطل کردم جادوی فلان کس زایده فلان کس را) (تذکر:منظور از زایده ،نام مادر شخص می باشد) و نیت کند وقتی گره ھا تمام شد در کنار فرد مریض سوزانده شود.به اذن خداوند جادو باطل می شود. بسم لله الرحمن الرحیم برای باطل ساختن ھر گونه جادو: برچسبها: سحر, ابطال سحر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ساعت   توسط محمد
|
از گنهِ دم به دمم آتش طوفنده شدم
هم شدم از توبه خجل، هم زتو شرمنده شدم صاحب من! خالق من! داور من! یاور من! حیف تو را داشتم و غیر تو را بنده شدم شعله ای از نار بُدم شاخه ای از خار بُدم با نظر رحمت تو باغ گل از خنده شدم قطره بُدم بحر شدم ذره بُدم مهر شدم بلکه درخشنده تر از مِهر درخشنده شدم وصل تو شد عزت من هجر تو شد ذلت من با تو سرافراز ولی بی تو سرافکنده شدم وای بر این بندگی ام مرگ بر این زندگی ام مردة یک عمرم و در خاک لحد زنده شدم بار خدایا کرمی از یم اخلاص نمی کز شرر عُجب و ریا آتش سوزنده شدم سیل گنه برد مرا بحر بلا خورد مرا وای که من غرق در این بحر خروشنده شدم خاک قدوم ولی ام "میثم" دار علی ام با نفس شیر خدا زنده و پاینده شدم شاعر: استاد حاج غلامرضا سازگار
برچسبها: مداحی, مناجات, صوت, رمضان
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۴/۰۴ساعت   توسط محمد
|
حواله ولی عصر عليه السلام به امام جماعت
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۵ساعت   توسط محمد
|
شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضي حائري قدس سرّه، برايش نماز ليلة الدّفن خواندم، همان نمازي که در بين مردم به نماز وحشت معروف است. بعدش هم يک سوره ياسين قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هديه کردم،. چند شب بعد او را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگي دنيايي چه خبر است؟! پرسيدم: آقاي حائري، اوضاعتان چطور است؟ آقاي حائري که راضي و خوشحال به نظر ميآمد، رفت توي فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشتهاي دور صحبت کند شروع کرد به تعريف کردن... وقتي از خيلي مراحل گذشتيم، همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگي و سبکي از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اينکه لباسي را از تنت درآوري. کم کم ديگر بدن خودم را از بيرون و به طور کامل ميديدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، اين بود که رفتم و يک گوشهاي نشستم و زانوي غم و تنهايي در بغل گرفتم. ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي ميآيد. صداهايي رعبآور و وحشتافزا! صداهايي نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست ميکرد. به زير پاهايم نگاهي انداختم. از مردمي که مرا تشيع و تدفين کرده بودند خبري نبود. بياباني بود برهوت با افقي بيانتها و فضايي سرد و سنگين و دو نفر داشتند از دور دست به من نزديک ميشدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشي که زبانه ميکشيد و مانع از آن ميشد که بتوانم چشمانشان را تشخيص دهم. انگار داشتند با هم حرف ميزدند و مرا به يکديگر نشان ميدادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نميآمد. تنها دهانم باز و بسته ميشد و داشت نفسم بند ميآمد. بدجوري احساس بيکسي غربت کردم: - خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسي را ندارم.... همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايي از پشت سرم شدم. صدايي دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقي دلنشين! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوري را ديدم که از آن بالا بالاهاي دور دست به سوي من ميآمد. هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند. نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور. نوري چشم نواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقاي حائري! ترسيدي؟ من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند. بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد. و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهي سرشار از عطوفت، مهرباني و قدرشناسي به من مينگريستند فرمودند: - من علي بن موسي الرّضا(ع) هستم. آقاي حائري! شما 38 مرتبه به زيارت من آمديد من هم 38 مرتبه به بازديدت خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود 37 بار ديگر هم خواهم آمد. ناقل آيتالله العظمي سيدشهابالدين مرعشي نجفي(ره) برچسبها: حکایت, علما, امام رضا, برزخ
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ساعت   توسط محمد
|
عقوبت سبک شمردن و کم توجهی به نماز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از پدر بزرگوارش پرسید: پدرجان، یا رسول الله! زنان و مردانی که نسبت به نماز بی اعتنا هستند و نماز را سبک می شمارند، چه عواقبی را در پیش دارند؟ رسول خدا (ص) فرمود: ای فاطمه جان! هر کسی از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد،خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می سازد. (شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت) o اما آن شش بلایی که در دنیا دامنگیرش می شود: 1. خداوند برکت را از عمرش می برد. 2. خداوند برکت را از رزقش می برد . 3. خداوند عز و جل سیمای صالحین را از چهره اش محو می کند. 4. هر عملی که انجام می دهد پاداش داده نمی شود . 5. دعایش به آسمان نمی رود . 6. بهره ای از صالحین برای او نیست . o اما آن سه بلایی که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد: 1. ذلیل از دنیا می رود. 2. هنگام مرگ در حال گرسنگی خواهد بود. 3. تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهای دنیا را به او بدهند . o اما آن سه بلایی که در قبر دامنگیرش می شود: 1. خداوند ملکی در قبر برای او می گمارد تا او را زجر دهد. 2. قبرش برای او تنگ خواهد شد. 3. گرفتار ظلمت و تاریکی قبر خواهد شد o اما آْن سه بلایی که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد: 1. خداوند ملکی را موکل می سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالی که خلایق تماشا می کنند. 2. محاسبه اعمالش به سختی انجام می شود . 3. خدا به نظر لطف به او نمینگرد و برای اوست عذاب همیشگی. مسند فاطمه الزهراء،ص235برچسبها: نماز, نکته, دفع بلا, حضرت زهرا
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ساعت   توسط محمد
|
دنیا به صورت «ثابت» و «متغیر» رنجهایی را برای ما تعریف میکند· دنیا با واقعیتهایی که دارد، شما را در این مبارزه با نفس کمک میکند و به صورت ثابت یا متغیر رنجهایی را برای شما تعریف میکند. · 1-رنجهای «ثابت» دنیا میتواند شامل مواردی مانند پیر شدن و قواعدی مانند «الهِجرانُ عُقُوبَهُ العِشق» (میزان الحکمه، حدیث ١٣١٤٣-از امیرالمؤمنین ع) باشد. یعنی شما در این دنیا عاشق هر چیزی بشوید، دچار هجران و دوری از آن خواهید شد. · 2-رنجهای «متغیر» نیز متناسب با شرایط زندگی هر کسی برای او پیش میآید. دنیا برای مؤمن رنج دارد و این رنج به نفع او است· شرایط دنیا، رنج را برای همگان تعریف کرده است. اینکه دنیا برای مؤمن رنج دارد و این رنج به نفع او است را میتوان در روایتهایی دید. امام صادق(ع) میفرماید: اگر اصرار اين مردم شيعه به درگاه خدا براى طلب روزى نبود، خدا آنها را از حالى كه داشتند به تنگدستى بيشترى منتقل ميفرمود. (لَوْ لَا إِلْحَاحُ هَذِهِ الشِّيعَةِ عَلَى اللَّهِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ لَنَقَلَهُمْ مِنَ الْحَالِ الَّتِي هُمْ فِيهَا إِلَى مَا هُوَ أَضْيَقُ مِنْهَا؛کافی/ج2 /264) · امام باقر(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: گاهی بندۀ مؤمن رياست و يا تجارتى را دنبال مىكند تا اينكه موفّق مىشود بر آن دست يابد، اما خداوند ملَكى را مىفرستد و به او مىگويد: مانع شوید که او موفق شود و او را نا اميد كنید چون اگر به آن دست پیدا کند این موضوع باعث میشود که به جهنم برود، لذا آن فرشته با لطف خدا مانع آن بندۀ مؤمن میشود. بعد آن مؤمن هم میگوید: بيچاره شدم! چه كسى مرا بيچاره كرد؟! حضرت میفرماید: او نمىداند كه خداوند در اين كار و برنامه ناظر او بوده است و اگر موفق میشد او را وارد دوزخ مىكرد. (إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ لَيَطْلُبُ الْإِمَارَةَ وَ التِّجَارَةَ حَتَّى إِذَا أَشْرَفَ مِنْ ذَلِكَ عَلَى مَا كَانَ يَهْوَى ... وَ قَالَ مَا يَدْرِي أَنَّ اللَّهَ النَّاظِرُ لَهُ فِي ذَلِكَ وَ لَوْ ظَفِرَ بِهِ أَدْخَلَهُ النَّار؛ التمحيص/ص56) · امام صادق(ع) فرمود: مؤمن از يكى از سه چيز در امان نیست و چه بسا هر سه مورد برايش پیش بیاید: يا آن كه به همراه او کسی در خانهاش باشد که آزارش دهد. يا همسايهاى داشته باشد كه اذيّتش كند. يا آن كه در مسير و در راه رسيدن به خواستههايش، چيزى باشد كه سبب اذيّت و آزار او شود. چنانکه حتی اگر مؤمنى بر بالای كوهى باشد، خداوند شيطانى را برايش میفرستد تا اذیتش کند؛ ولى ايمانش را انيس و مونس او قرار میدهد كه از هيچ موجودى ترس نداشته باشد. (مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلَاثٍ وَ لَرُبَّمَا اجْتَمَعَتِ الثَّلَاثُ عَلَيْهِ إِمَّا بُغْضُ مَنْ يَكُونُ مَعَهُ فِي الدَّارِ يُغْلِقُ عَلَيْهِ بَابَهُ يُؤْذِيهِ أَوْ جَارٌ يُؤْذِيهِ...؛ كافي/ج2/250) هم دنیا و هم آخرت با سختی به دست میآیند/عاقل کسی است که آخرت را انتخاب کند· امام کاظم(ع) فرمودند: اى هشام! خردمند به دنيا و دنياپرستان نگاه میکند و میفهمد كه دنيا جز با رنج و مشقّت به دست نمىآيد و به آخرت نگاه میکند و میفهمد که آن هم جز با رنج و زحمت به دست نمىآيد. پس آن چیزی را طلب میکند که پایندهتر است، یعنی انسان عاقل آخرت را طلب میکند (يَا هِشَامُ، إِنَّ الْعَاقِلَ نَظَرَ إِلَى الدُّنْيَا وَ إِلى أَهْلِهَا، فَعَلِمَ أَنَّهَا لَاتُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ، وَ نَظَرَ إِلَى الْآخِرَةِ، فَعَلِمَ أَنَّهَا لَاتُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ، فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا؛ کافی/ج1/37) بخش هایی از سخنرانی حجه الاسلام پناهیان. رمضان 1392 برچسبها: پناهیان, دعا, حدیث, دنیا
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۲۹ساعت   توسط محمد
|
شیخ شوشتری: دیگ سفید میکنیم! در حالات مرحوم شیخ جعفر شوشتری -که از اعاظم علمای گذشته بوده- نقل شده است: در شوشتر رسم بوده که ایام عید نوروز که مردم به تنظیف خانهها و تعمیر و نوسازی وسایل زندگی میپرداختند، مسگرها که کارشان اصلاح ظرفهای فرسوده بود در کوچهها میگشتند و صدا میزدند: دیگ سفید میکنیم، دیگ سفید میکنیم. مقصودشان این بود دیگهایی را که در طول سال در خانهها کار کرده و سیاه شده است بگیرند و سفید کنند. در آن ایام مرحوم شیخ جعفر روزی در میان جمعیت عظیمی منبر رفت، تا روی منبر نشست بعد از حمد و ثناء و صلوات فرمود: «ای مردم، ما دیگ سفید میکنیم، دیگ سفید میکنیم». مقصودش این بود دیگ دلها بر اثر نافرمانیها و بدعملیها سیاه شده است، آیا وقت آن نرسیده که این دلهای سیاه را سفید کنیم؟ مردم، شما که دیگهای آشتان را در این ایام سفید میکنید، آیا دیگهای جانتان نیاز به سفید کردن ندارد؟ نقل شده است این حرف چنان دگرگونی و انقلاب در دلهای شنوندگان ایجاد کرد که مجلس یک تکان خورد و صدای ناله و شیون از مجلسیان برخاست! شیخ روز دیگری هم بالای منبر نشست و گفت: الان که از منزل به مسجد میآمدم، بین راه چهارپایی را دیدم باری سنگین بر دوشش گذاشته بودند، آن زبانبسته نفسزنان آن بار سنگین را میکشید و میبرد، دلم به حال آن حیوان سوخت، همچنان به او نگاه میکردم تا مقابل خانهای رسید و بار از دوشش برداشتند. او که نفسی راحت کشید، نگاهی به من کرد، دید من با ترحم به او نگاه میکنم. به من گفت: ای شیخ برو به حال زار خودت گریه کن! من که با هر زحمتی بود بارم را به مقصد رساندم و راحت شدم، اما تو با این کولهبار سنگین گناهان کی و چگونه به مقصد خواهی رسید تا راحت شوی؟! آنگاه فرمود: آری ای مردم، این الاغ است که وقتی کنار یک نهر آب میرسد و میبیند که نمیتواند از آن عبور کند، قدم از قدم برنمیدارد اما تو ای انسان کنار جهنم سوزان میرسی بیپروا جلو میروی، آن حیوان خود را به آب نمیزند اما تو خود را به آتش میزنی! برچسبها: شوشتری, توبه, قیامت, نکته
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ساعت   توسط محمد
|
نوشتن از شخصیتی که زندگی خود را وقف حضرت علی علیه السلام کردند بسیار سخت است، آنهم در عصر حاضر که دین، رنگ کمرنگی بر زندگی ما دارد و سایه ای کوچک بر لحظه هایمان انداخته! و تنها زمانی که منفعتی برایمان داشته باشد برایش قد علم میکنیم و قدمی برمیداریم، غریبه است خاطراتش برای زمان ما! آری براستی کدام یک از ما برای اثبات سخنان مولایمان کار صعب و سخت به جان خریده ایم؟! حجتالاسلام والمسلمین محمد مسعودی از استادان رجال و علوم حدیث حوزه علمیه قم چنین میگوید: علامه امینی(ره) احوالات عجیبی داشت. ما شنیدهایم که امیرالمومنین علی(علیه السلام) در هر شب هزار رکعت نماز میخواندند. این مسئله مورد نقد برخی مخالفین قرار گرفت که مگر در یک شب، انسان چقدر میتواند نماز بخواند که هزار رکعت شود؟! در احوالات علامه امینی است که ایشان در سفری که به مشهد مقدس داشت، در حرم امام رضا علیهالسلام شبها هزار رکعت نماز میخواند تا ثابت کند چنین امری محال نیست. این تنها یکی از احوالات این مرد بزرگ است، او برای اثبات ولایت امیرالمومنین علی(علیه السلام) آنچه در توان داشت انجام داد و در نهایت اثر ارزشمندی از خود به جا گذاشت به نام الغدیر که اینک مرجع جامعی برای مسمانان است. نکات قابل تامل بسیاری در جمع آوری این کتاب وجود دارد که به چند مورد اشاره می شود: هدف از الغدیر نوشتن هدفی که علامه برای تالیف این کتاب داشته از مواردی است که باید به آن اندیشید! "الغدیر، ملل اسلامی را در یک صف واحد، متحد و متشکل میسازد. مجموعه مطالب این اثر اتحادی را که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه واله) در سایه همدلی اسلامی بین صفوف مسلمین بود، دوباره به جوامع اسلامی باز میگرداند" این هدف آنقدر برای علامه والا و حائز اهمیت بود که ایشان چهل سال متوالی از عمر گرانبهایش را وقف جمع آوری آن نمودند!سعی و تلاش وصف ناپذیر علامه هم از مطالعات وسیع و گسترده ایشان نمایان است، ایشان میفرماید: «من برای نوشتن الغدیر، ۱۰ هزار کتاب را از بای بسمالله تا تای تمّت خواندهام و به ۱۰۰ هزار کتاب مراجعه مکرر داشتم". ایشان در «الغدیر» کوشیده است با نامبردن از ۱۱۰ تن از صحابه و ۸۴ نفر از تابعین پیامبر (صلی الله علیه واله) ـ که حدیث غدیر را رویات کردهاند ـ ولایت مطلقه ائمه معصومین را از طریق اثبات خلافت بلافصل امیرالمومنین علی(علیه السلام) اثبات کرده و سپس ولایت غیر معصوم را نفی کند. می گویند بعد از نوشتن الغدیر گفته بود: «روز قیامت با دشمنان امیرالمؤمنین مخاصمه خواهم کرد! همان طور که آنها وقت آقا را گرفتند، وقت مرا هم گرفتند؛ و گرنه من میخواستم معارف امیرالمؤمنین را گسترش بدهم؛ اینها آمدند مرا وادار کردند که من در اثبات امامتش کتاب بنویسم!" و اینچنین بود که به عقیده بسیاری از علما، علامه امینی با نگارش کتاب «الغدیر» دل امیرالمومنین علی(علیه السلام) و شیعیان آن حضرت را شاد کرد.ایشان برای تدوین این کتاب به کتابخانههای کشورهای مختلف از جمله عراق، هندوستان، پاکستان، مغرب، مصر و کشورهای دیگر دنیا مسافرت کرد. نویسنده درباره کتاب چنین گفته:« من برای نوشتن الغدیر، ۱۰٬۰۰۰ کتاب را از بای بسم الله تا تای تمت خواندهام و به ۱۰۰٬۰۰۰ کتاب مراجعه مکرر داشتم.» راه شریک شدن در ثواب الغدیر علامه امینی صاحب کتاب شریف الغدیر نقل می کنند که گفته است :هر کس بعد از صلوات بگوید (( و عجل فرجهم )) من او را در ثواب نوشتن کتاب الغدیر شریک می کنم.(( اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم )) زیارت جامعه کبیره بخوانید تا شیعه بی سواد نباشید! علامه امینی میفرمودند که موضوع "زیارات" و "ادعیه" بدان گونه که در مکتب تشیع مطرح شده در هیچ دین و مذهبی طرح نگردیده است و اگر کسی با این زیارات و ادعیه مانوس بشود و متوجه باشد که چه میخواند و فلسفه و حکمتش را بداند، این فرد، شیعه بیسوادی نمیشود. ایشان میگفتند کسی که زیارت جامعه کبیره را بخواند و بداند که چه میگوید این فرد، شیعه بیسواد نیست چرا که میفهمد دین یعنی چه. تاکنون اندیشیده اید صاحب کتاب الغدیر، چه خصوصیاتی داشت که توانست این اثر گرانبها را که چراغ خانه دلهای با صفا و مشعل هدایت امت تا طلوع خورشید ولایت شد از خود جای بگذارد و اسطوره ای شود که به تعبیر استاد جلال الدین همایی: "علامه امینی در واقع نمرده، بلكه حیات جاودانی یافته است." یکی از مسائل اساسی که در زندگی ایشان خیلی مهم بوده توجه به قرائت قرآن و انس با قرآن بوده است. ایشان در ماه مبارک رمضان خود را برای روزهداری و عبادات از کارهای دیگر فارغ میکردند و در این ماه ۱۵ ختم قرآن داشتند. چهارده ختم به نیت چهارده معصوم علیهم السلام و یک ختم به نیت پدر و مادر خود. و در ماههای دیگر حداقل یک ختم قرآن داشتند. تاثیر این قرائتها و انس با قرآن در قلم ایشان دیده میشود چرا که نوشتههای ایشان بسیار روان و محکم است و البته تاثیر آن در الغدیر بسیار مشهود میباشد که استشهادهایی که ایشان در الغدیر به آیات قرآن داشتهاند به گونهای بوده که انگار این آیه برای آن موضوع مطروحه نازل شده است. ایشان روی توسلات هم خیلی تکیه میکردند و شدیداً به زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله و زیارت عاشورا معتقد و مقید به خواندنش بودند و بسیاری از ادعیه را حفظ بودند. یک قسمت عظیمی از زندگی مرحوم علامه را ادعیه و توسلات و تمنای از اهلبیت علیهم السلام و خصوصاً زیارات پر کرده بود. ایشان هر شب به زیارت حرمامیرالمومنین علی(علیه السلام) مشرف میشدند و آنقدر آداب را در زیارت رعایت میکردند که مردم میایستادند و به ایشان مینگریستند که آداب را بیاموزند. ایشان با کمال خضوع و خشوع و با حزن، بالای سر امام مینشستند و با برخی الفاظِ زیارات با امام سخن میگفتند و آنقدر اشک میریختند که بر روی محاسنشان جاری میشد و آنقدر غرق زیارت میشدند که اکثراً از یک ساعت هم میگذشت. علامه امینی وقتی در حرم این الفاظ را میخواند که: اشهد انّک تسمع کلامی و ترد سلامی، یقین داشت که مقابل حضرت نشسته و با ایشان صحبت میکند و جوابش را نیز از حضرت میگیرد. و این رتبهی خیلی بالایی در ولایت است. ایشان اکثراً وقتی به زیارت حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف میشدند با پای پیاده میرفتند و مسئله قابل توجه اینست که ایشان از راه اصلی نمیرفتند بلکه مسیر را از میان روستاها انتخاب میکردند و شب را به صورت ناشناس در منزل آنها میماندند و در آنجا به سخنرانی در باب معارف دین و اهلبیت علیهم السلام میپرداختند و بدین وسیله طعم شیرین معارف الهی را به کامشان مینشاندند. برچسبها: حکایت, علما
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۷ساعت   توسط محمد
|
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم. قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان. جوان
عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!
برچسبها: حکایت, نماز
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۷ساعت   توسط محمد
|
خيلي وقت نميگيره سه بار سوره توحید، اللهم صل علي محمد و آل محمد و صل علي جميع الانبياء و المرسلين اللهم اغفر للمومنين و المومنات سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله و الله اکبر پیامبر اکرم بر من وارد شد، فرمود: اى فاطمه! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى: قرآن را ختم كنى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنین را از خود راضى كنى، و حجّ و عمره اى را به جا آورى. این را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتم: یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم! آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود: چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود، و چون براى مؤمنین استغفار كنى، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگویى: سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبرُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى. برچسبها: دعا, استغفار, خواص سوره ها
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ساعت   توسط محمد
|
باید مسیر طاعتمان را عوض کنیم سجاده عبادتمان را عوض کنیم باید برای اینکه شویم عاقبت به خیر نوع خلوص نیتّمان را عوض کنیم با اذن شاه کرببلا و مدد ز او سعیٌ تلاش همتمان را عوض کنیم باید که مثل حرّ،حبیب،زهیر او صدق و صفا و سیرتمان را عوض کنییم چنگی بزن به پرچم بزم غم حسین رو کن به او هدایتمان را عوض کنیم اذنی بده به گریه کنان غمت که ما در روضه ها سعادتمان را عوض کنیم گر مثل کوفیان همه صد رنگ میشویم ای سینه زن بیا که بیعتمان را عوض کنیم گر کربلا نمی بریّم لااقل بگو آقا که لحن حاجتمان را عوض کنیم این روضه ها که جای ریا و خٌرافه نیست باید مسیر هیئتمان را عوض کنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۹ساعت   توسط محمد
|
این دعای شریف از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف نقل شده و هر کس آن را زیاد بخواند گرفتاری و مشکل او حل گشته و به حاجت خویش خواهد رسید . بسم الله الرحمن الرحیم أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ مُبدِئُ الخَلقِ و مُعیدُهُم و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ مُدَبِّرُ الأُمورِ وَ باعِثُ مَن فِی القُبُورِ و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ القابِضُ الباسِطُ و أَنْتَ اللهُ الَّذی لاإله إلاّ أَنْتَ وارِثُ الأَرضِ و مَن عَلَیها أَسأَلُکَ بِاِسمِکَ الَّذی إِذا دُعیتَ بِهِ أَجَبتَ وِ إِذا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ و أَسأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهلِ بَیتِهِ و َبِحَقِّهُمُ الَّذی أَوجَبْتَهُ عَلی نَفسِکَ أَن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَن تَقضِیَ لی حاجَتی السَّاعَةَ السَّاعَةَ یا سَیِّداهُ یا مَولاهُ یا غِیاثاهُ.أَسأَلُکَ بِکُلِّ اِسمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفسَکَ وَاسْتَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ الغَیبِ عِندَکَ أَن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أََن تُعَجِّلَ خَلاصَنا مِن هذِهِ الشِّدَّةِ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالاَبصارِ یا سَمیعَ الدُّعاءِ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍٍ قَدیرٌ بِرَحمَتِکَ یا أَرحَمَ الرّاحِمینَ
منبع : الکلم الطیب ص ۱۴ - صحیفه مهدیه ص ۳۹۷-۳۹۸
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۰ساعت   توسط محمد
|
امام زین العابدین علیه السّلام می فرمایند: پدرم روز شهادت خویش مرا به سینه چسبانید و فرمود: پسرم! دعایى را که مادرم فاطمه به من آموخته است از من به یادگار حفظ کن. این دعا را پیامبر به او آموخت و جبرئیل از جانب خدا به پیامبر آورد تا هنگامه فشار غم و اندوه و فرود بلا و گرفتارى و خطر سهمگین و شکننده بخواند. آن دعا این است: «بحق یس و القرآن الحکیم و بحق طه و القرآن العظیم یا من یقدر على حوائج السائلین یا من یعلم ما فى الضمیر یا منفساً عن المکروبین یا مفرجاً عن المغمومین یا راحم الشیخ الکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا من لا یحتاج الى التفسیر صل على محمد و آل محمد، و افعل بى کذا و کذا» بجای کذا و کذا دعای خود را طلب نمایید. (نفس المهموم،شیخ عباس قمی ،ص 347)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۰ساعت   توسط محمد
|
مؤلّف گويد:اين دعا همان دعاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در روز بدر و احزاب،و دعاى حضرت سيد الشهدا عليه السّلام در روز عاشورا است،و جز اين دعا دو دعاى ديگر از حضرت روايت شده كه در روز عاشورا خواندند،يكى دعايى است كه به حضرت سجاد عليه السّلام تعليم فرمودند،زمانى كه ايشان را به سينه خود چسباند در حالىكه از بدن مباركشان خون مىجوشيد،و اين دعا را براى حاجت و نياز مهم و اندوه و بلاى سخت و امر بزرگ دشوار مىخوانند،و آن دعا اين است: بِحَقِّ يسَّ وَالْقُرْآنِ الْحَكيمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ يا مَنْ يَقْدِرُ عَلى حَوآئِجِ السّآئِلينَ يا مَنْ يَعْلَمُ ما فِى الضَّميرِ يا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبينَ يا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومينَ يا راحِمَ الشَّيْخِ الْكَبيرِ يا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغيرِ يا مَنْ لايَحْتاجُ اِلَى التَّفْسيرِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى كَذا و كَذا به حق يس و قرآن حكيم،و به حق ط و قرآن عظيم،اى كه بر نيازهاى خواهندگان توانايى،اى كه آنچه در باطن است مىدانى، اى خارجكننده غم و اندوه از گرفتاران،اى گشاينده غم از غمناكان،اى رحم كننده به پيرمرد،اى روزىدهنده به كودك صغير،اى كه نياز به تفسير ندارى،بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و با من چنين و چنان كن. و حاجت خود را بخواه.پنجم:از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده:دست خود را به جانب آسمان برداشت و گفت: رَبِّ لاتَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ اَبَدَاً لا اَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَلا اَكْثَرَ اى پروردگارم هرگز چشم برهمنهادنى مرا به خود وامگذار نه كمتر از اين و نه بيشتر ششم:و از آن حضرت روايت شده:اين كلمات را مىگفت: اِرْحَمْنى مِمّا لاطاقَةَ لى بِهِ وَلاصَبْرَ لى عَلَيْهِ بر آنچه تابش را ندارم و بر آن توان صبر برايم نيست به من رحم كن
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ساعت   توسط محمد
|
یک کارگر ساده که خرج زندگی خود را به سختی به دست می آورد و آنقدر از نظر اقتصادی در مضیقه بود که گاهی فقط مقداری ماست و نان تهیه می کرد، آن را به خانه می برد و از خانه خارج می شد تا همسرش مجبور شود به تنهایی همان مقدار روزیشان را بخورد. چرا که آن مقدار کفاف هر دویشان را نمی کرد! از دوران پیش از انقلاب او خبری ندارم اما می دانم همین که انقلاب پیروز شد سر از کردستان در آورد. او در حالی پا به عرصه جنگ گذاشت که صاحب فرزند شده بود ... اما امروز پس از جنگ هیچ چیز ندارد مگر خانه ای 90 متری! بدون سند منگوله دار و فقط یا یک کاغذ نوشته ای که برای پیش از انقلاب است. البته این خانه جز مستغلات اوست. اگر غیر مستغلات او را حساب کنیم بیش از مستغلات اوست. از جمله غیر مستغلات او ترکشی است که در سر دارد؛ ترکشی که به خاطر او مجبور شد کچ کاری را کنار بگذارد و به سراغ لوله کشی برود! چون که ماله کشی باعث می شد به سرش فشار بیاید و ترکش داخل سرش تکان بخورد. سینۀ او هم آلوده به شیمیایی است. مثل همه شیمیایی های دیگر به دود سیگار و سرما حساس است. همین چند روز پیش جایی رفته بود که دود سیگار به مشامش رسیده بود و استشمام دود سیگار تا سر حد شهادت پیشش برده بود. فراموش کردم یک موتور هم جزء مستغلات اوست. موتور سوار می شود اما به خاطر ترکش داخل سرش نمی تواند کلاه ایمنی سرش بگذارد. از دکتر نامه گرفته اما دوستان نیروی انتظامی این قبیل نامه ها برایشان توجیه قانونی عدم استفاده از کلاه ایمنی نیست به همین خاطر او را جریمه می کنند! حاجی پرونده جانبازی نداشت اما دوستان او تلاش کردند و پرونده ای برایش دست و پا کردند پرونده ای که در آن اثری از گازهای خردل نیست. فقط 25%. خب هر کی اهل شلوغ بازی نیست در بازی سهمی ندارد. هنوز در فضای جنگ زندگی می کند دائما خاطرات جبهه به یادش می آید (با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من*** خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند) زمانی که سپاهی های ما کسر شأنشان است اورکت سپاهی بپوشند، حاجی اور سپاهی می پوشد و موها و ریش های سفیدش را حنا می کند. اگر بببنیش باورش سخت است که به شصت سالگی نزدیک می شود. اتفاقا یک بار به عنوان سرباز فراری او را سوار مینی بوس حامل سرباز فراری ها کرده اند! بیشتر به روستاهای محروم می رود و صلواتی برایشان کار می کند. اسما لوله کش است اما همه کار می کند. اگر لباس یا لوازم خانه به دستش برسد به همان روستاها می برد و بین مردم محروم توزیع می کند. مناسبت هایی مثل فاطمیه برایشان موعظه هم میکند. بالاخره کمال همنشین در او اثر کرده؛ چرا که سالها چایی ریز روضه های مرحوم آقای بهاءالدینی بوده. اطلاعی از نرخ دستمزد کار لوله کشی خودش ندارد. یک بار اتفاقی حواله اش می دهند تا برای یک آدم نسبتا متمول کار کند؛ صاحب کار درباره نرخ دستمزد می پرسد، حاجی می گوید: نمی دانم؛شما از چند جا بپرس، هر چقدر گفتند، کمتر از پایین ترین قیمت می گیرم. کار تمام می شود بعد از چند وقت صاحب کار زنگ می زند: "بیا یکی از فلکه ها رو تعویض کن مزدت رو هم بگیر". حاجی فلکه را تعویض می کند؛ صاحب کار لطف می کند دستمزد حاجی را می دهد. 20هزار تومان!! اگر نصف دستمزد معمولی را به حاجی می داد می شد 70 هزار تومان!! حاجی می خندد و می گوید: ازش راضی هستم!! زمستان بسیار سرد چند سال پیش می بیند لوله خانه ای ترکیده است؛ سریع وسائل اش را می آورد، لوله ترکیده را قیچی می کند و آن را می چسباند. صاحب کار می پرسد: چقدر شد؟ حاجی می گوید: "چیزی نشد که ارزش داشته باشد". مرد اصرار می کند؛ حاجی می گوید: یک دقیقه لوله ترکیده رو بریدم و یک دقیقه اون رو چسبوندم؛ هر دقیقه صد تومان؛ سرجمع می شود دویست تومان! مرد می گوید: تو یا به جایی وصلی و یا دیوانه ای؟!! حاجی می گوید: اولی که نه ولی دومی شاید!! حاجی همین مقداری دستمزدی را هم که میگیرد غروب به غروب خمسش را خارج می کند!! با این همه و با همه پرکاری و کم خوری و کم خوابی اما حاج اسماعیل می گوید من مثل سیدرضا ندیده ام. سید رضا بناء ست. بنائی که وقتی لباس کارش را تعویض می کند وضو می گیرد و کارش را با وضو شروع می کند. یکبار سید رضا می رود جایی کار کند، می بیند صاحب کار گوسفند قربانی می کند و خون گوسفند را به خیال خودش برای دفع چشم زخم به پای ستون های خانه می ریزد. سید ناراحت می شود و می گوید: خانه ای که پایه اش بر طهارت نباشد و به نام یک خرافه به نجاست کشیده شود جای کار کردن نیست! تا غروب می ماند، کار می کند، بدون گرفتن دستمزد می رود و می گوید از فردا نمی آیم. اصرار صاحب کار برای گرفتن دستمزد فایده ای ندارد؛ سید رضا می گوید: باشد به عنوان هدیه من برای خانه تان. حاج اسماعیل از رفتارهای سید رضا متعجبانه حکایت می کند. حاجی باز هم از این سبک رفقا دارد. حاج سید محمد علی. بزاز زاده ای که مقید است آخر هر ماه قمری برای زیارت به مشهد برود و مقید است که اگر پنج شنبه و جمعه به مسافرت می رود حتما ناخن گیرش را همراه ببرد چرا که مستحب است ناخن ها پنجشنبه گرفته شود و فقط ناخن کوچک دست باقی بماند برای جمعه. سید محمدعلی درباره شکمیات هم مقید است. مثلا مقید است که ران گوسفند برای خانه شان نخرد چرا که می گویند خوردن ران مکروه است. سید محمدعلی در خانه شان تلوزیون رنگی نداشت و دوست نداشت در خانه شان مبلمان باشد چرا که آن را نوعی اشرافیت می دانست و می داند. سرمایه ای هم کنار گذاشته برای وام قرض الحسنة. به کسانی می دهد که قصد مسافرت زیارتی دارند. حج، عمره، عتبات. خودش هم مقید است اگر دوست یا آشنایی به زیارت رفته، هنگام بازگشت قبل از خشک شدن عرق زائر به دیدنش برود. مادرش در اثر تصادف با یک تاکسی فوت کرد. اطرافیان دیه گرفتند؛ سید سهم دیه اش را در خانه راننده تاکسی برد و به خود او بخشید؛ راننده تاکسی نیازمند بود.سید محمد علی جانبازی موجی است. چند سال پیش وقتی موج گرفتگی اش شدت گرفت و دفتر کار یکی از دوستان مسئولش را بهم ریخت و از خانه فراری بود، پلیس با حکمی به عنوان "دیوانه" او را گرفت!! مثل اینکه به خاطر مانکن های داخل پاساژ بهم ریخته بود! حالا دیگر خیلی شکسته شده است. تدکرة الأولیای شیخ فریدالدین عطار را می خواندم؛ شاید تکمله ای بر آن باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۰ساعت   توسط محمد
|
در ماه شعبان آمدم، محزون و گریان آمدم زار و پشیمان آمدم، یا ربنا اغفرلنا من رو سیاهم یا اله، نامه تباهم یا اله پر اشتباهم یا اله، یا ربنا اغفرلنا من عبد بی ایمان شدم، دور از تو و قرآن شدم من بنده ی شیطان شدم، یا ربنا اغفرلنا شیطان هم آغوشم شده، ذکر دل و هوشم شده مردن فراموشم شده، یا ربنا اغفرلنا از نفس اماره ببین، خوردم خدا من بر زمین گویم به حالی دل غمین، یا ربنا اغفرلنا حاجیِّ احرام توام، ممنونِ اکرام توام من تشنۀ نام توام، یا ربنا اغفرلنا هستی تو کاشف الکروب، هستی تو غفار الذنوب هستی تو ستار العیوب، یا ربنا اغفرلنا دیدی که در خلوت چه شد، آن لحظۀ لذت چه شد پس لطف و غفرانت چه شد، یا ربنا اغفرلنا من شیعه زاد حیدرم، من نوکر پیغمبرم مستِ حسینِ بی سرم، یا ربنا اغفرلنا یا رب به حق مصطفی، حق علی مرتضی بگذر ز کوه جرم ما، یا ربنا اغفرلنا
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۷ساعت   توسط محمد
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ... وچون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى خواند و چون گرفتاریش را برطرف كنیم چنان مى رود كه گویى ما را براى گرفتاریى كه به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى دادند زینت داده شده است سوره یونس آیه12
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۷ساعت   توسط محمد
|
سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدندو چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118 ) وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من میمانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی( .انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26 ) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم48 ) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ساعت   توسط محمد
|
باسلام به همه دوستان. اين 7 سلام قرآني را در روز سال نو با گلاب و زعفران داخل ظرف چيني نوشته و با آب بشوييد. سپس بنوشيد. انشالله در طول سال صحت و عافيت خواهيد داشت.
مجرب است. 1-سلام قولا من رب الرحيم(سوره يس ايه58) 2-سلام علي نوح في العالمين(سوره صافات ايه79) 3-سلام علي ابراهيم(سوره صافات ايه 109 ) 4-سلام علي موسي وهارون(سوره صافات ايه120) 5-سلام علي ال يس(سوره صافات ايه130) 6- سَلاَمٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (24) 7-سلام هي حتي مطلع الفجر(سوره قدر ايه 5)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۹ساعت   توسط محمد
|
امام باقر (عليه السلام) فرمود:
يكى از پيامبران بنى اسرائيل در محلى عبور مى كرد، ديد جنازه مردى به زمين افتاده ، نصف آن زير ديوار قرار گرفته و نصف ديگر آن در بيرون مانده و پرندگان و سگ ها بدن او را متلاشى كرده اند و مى درند. از آنجا گذشت و به شهرى وارد شد و در آنجا ديد كه يكى از اشراف آن شهر مرده است ، جنازه او را بر سر تختى نهاده اند و با پارچه ابريشم كفن شده و در اطراف آن تخت منقل هاى عود (ماده خوشبو) نهاده شده و عودها مى سوزند و فضا را خوشبو كرده اند. آن پيامبر به خدا متوجه شد و عرض كرد: پروردگارا! من گواهى مى دهم كه تو، حاكم دادگر هستى كه به كسى ستم نمى كنى ، آن (جنازه اولى ، جنازه) بنده تو بود كه به اندازه يك چشم به هم زدن براى تو شريك قرار نداد ولى آن گونه مرده است و او را آنچنان ميراندى ، ولى اين هم يكى از بنده هاى تو است كه به اندازه يك چشم به هم زدن به تو ايمان نياورده است ، ولى او را اين گونه شكوهمندانه ميراندى ؟! (رازش چيست ؟). خداوند متعال به آن پيامبر فرمود: اى بنده من ! همان گونه كه گفتى حاكم عادل هستم كه به كسى ظلم نمى كنم ، آن بنده (اول) من ، گناهى يا عمل بدى نزد من داشت ، او را با آن وضع ميراندم تا كيفر شود و به گونه اى كه گناه نداشته باشد با من ملاقات نمايد و اين بنده (دوم من)، كار نيكى نزد من داشت او را با چنان وضعى (شكوهمندانه) ميراندم ، تا به گونه اى كه هيچ گونه پاداشى نزد من نداشته باشد با من ملاقات نمايد. منبع: عاقبت و كيفر گناهكاران. سيد جواد
رضوى. به نقل از: اصول كافى ، ج 2، ص 466.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ساعت   توسط محمد
|
مرحوم عبد صالح خدا جناب حاج قدرت الله لطیفی نسب(ره) بانی طرح جدید مسجد مقدس جمکران همین سه سال گذشته از دنیا رفته اند . ایشان محضر بسیاری از اوتاد و اهالی معنا در طهران قدیم و قم را درک کرده اند . واقعاْ سابق در همین تهران چه نفوسی زندگی می کردند . البته بنده درباره شکل و شیوه تشرفات این دست از اهل باطن عقیده ویژه ای دارم اما در کل تشرفات انکار ناپذیرند . شکل و راه تشرفات این گونه اولیای خدا قابل بحث است اما حقیر معتقدم اگر دوستان واقعی خدا در شکافهایی خاص از زمان خدمت ولی الله الاعظم نرسند و بین مردم نیایند حتماْ عوام الناس همدیگر را می درند . مطلب زیر از سایت این بزرگوار است . بنده نه تاییدیه ای از جایی گرفتم و نه در حد تردیدم . اما چون مطالعه آن مفید است و موثر / ملزم می دانم خوانندگان دائمی وبلاگ یکبار هم که شده مطالعه بفرمایند . متن زیر یکی از سخنرانی های ایشان است : یکي از بندگان صالح خدا، از دوستان و شيعيان مخلص حضرت مولا صاحب الزمان سلام الله علیه، كه چندي پيش به محضر مقدس آقا شرف ياب شده بود نقل ميکرد: به حدّي وجود مقدس آقا سلام الله عليه را افسرده و ناراحت ديدم که همين طور از چشمان مبارک شان اشک جاري بود و از شيعيان و دوستان شان گله مند بودند، که چرا اينقدر در حقّ ما جفا و کوتاهي ميکنند و براي ما دعا نميکنند. در صورتي که اگر شيعيان و محبان ما، با اخلاص دعا و استغاثه كرده، و از خداوند طلب فرج کنند، خداوند به آنها فرج داده، از اين گرفتاري روز افزون دنيا آنها را نجات ميدهد؛ ولي افسوس که اينها در دعا کردن کوتاهي ميکنند.
ولي متأسفانه تا به حال در بين ما شيعيان چنين اتفاقي نيفتاده و نبودهاند کساني که آنها را به اين سمت تشويق و حتّي اجبار کنند که فرج را از خدا بخواهند. در حالي که در زمان حضرت موسي عدهاي از خواص بودند که مردم را تشويق کردند که از زندگي و کسب و کار دست برداريد و برويد استغاثه کنيد. خدای متعال مرحوم شرفي، نبوي و جوادي را رحمت کند. حدود 43 سال قبل؛ سي - چهل نفر از منتظران درمشهد ـ که الآن دو سه نفر بيشتر از آنان زنده نيستند ـ روزي از مشهد خارج شده و به کوهي در دو سه فرسخي شهر رفتند. ظاهراً هوا هم سرد بوده ... نيمههاي شب که سرما آزارشان ميداده به داخل غاري در ميانة کوه رفته و آتش روشن ميکنند. در تمام مدت هم گريه و فرياد ميکردهاند. شبهاي دوم و سوم چند نفر از اينان به حالت غش ميافتند و در شرف مرگ قرار ميگيرند. اينها از ابتدا هيچ چيزي با خود نبرده بودند و بسيار جدي عزم کرده بودند که يا بمیرند و يا اينکه فرج مولا صاحب الزمان سلام الله علیه را بگيرند. مرحوم آقاي شرفي نقل می کردند: ما وقتي ديديم نيمه شب سرما شدت گرفت و شرايط اينجور شد، چند نفري با هم نشستيم و شور کرديم. در جلسه دربارة اين بحث کرديم که اگر چندتا از اينها بميرند و دولت بفهمد، سراغ ما ميآيند و دچار مشکل ميشويم. از همين رو به هر زحمتي بود بيماران جمع را که شبيه جنازه بودند، از آنجا منتقل کرديم و بي آنکه هيچ نتيجه اي از آن ماجرا به دست بياوريم برگشتيم. اين يک حرکت
کوچک مذبوحانه و غلطي بوده است. شکل حرکت اصلاً درست نبوده است. بايد يک حرکت کلّي
اتفاق بيفتد و عموم شيعيان بخواهند و کار را از روي اساس و منطق درست و حسابي
انجام بدهند، نه اينکه هيچ چيزي با خود نبرند و به اين اميد باشند که جبرييل براي
ما از بهشت مائده ميآورد. هر کسي براي خودش يک کوزه آب و سفره ناني بردارد و بعد
به گريه و استغاثه بپردازند. مهم آن ناله و گريه و استغاثه و از خداوند خواستن
است؛ خداوند هم بالاخره فرج را ميرساند. خدا به آبروي
آن عزيز، همه ما را به وظايف مان آشنا کند و ما را به خواستههاي ايشان نزديک کند
تا بدانيم چه بايد بکنيم. "به مردم بگوييد که براي من به اندازة یک زنداني يا لااقل يک مريض دعا کنند." يعني شما
ببينيد وقتي يکي از نزديکان تان، پدر یا مادر و يا اولادتان بيمار می شود،
چطور نذر و دعا ميکنيد؟ آيا وجداناً براي امام عصرسلام الله علیه هم ما همينطور
دعا ميکنيم؟! آن شخص به حضرت
عرضه ميدارد: اکثر مردم شما را ميخواهند و هميشه دعاي تان ميکنند. حضرت هم در
جواب او فرمودند:
"چرا به
مردم نميگوييد من مظلوم هستم. مردم مرا فراموش کردهاند. برو به مردم بگو امام
زمان تان مظلوم وغريب است. من مظلومترين فرد عالم هستم. دلم خون است. براي ظهورم
دعا کنيد. اگر براي ظهورم دعا کنيد به سرعت يک چشم برهم زدن (امر ظهور، اصلاح و)
درست ميشود." "خدايا آنچه را به من وعده دادهاي عنايت بفرما. قيامم را محقق و گامهايم را استوار کن و به واسطة من جهان را از عدل و داد لبريز فرما. وقتي خداوند به ما اجازة سخن و قيام بدهد، حق به طور کامل آشکار و باطل به طور کامل نابود، و پريشاني به طور کلّي از ميان شما محو ميشود. بهره بردن مردم از وجود من در دوران غيبتم، همانند بهره بردن آنان از خورشيد است، هنگاميکه هوا ابري است. ظهور من پس از ساليان دراز و تاريک شدن قلبهاي مردم و حکم فرما گرديدن ستم و بيداد در سراسر دنيا خواهد بود." حضرت ولي عصر
سلام الله علیه فرمودند: امام صادق سلام الله علیه فرمودند: هنگاميکه عذاب
بر بني اسراييل نازل شد، آنها تا چهل روز در پيشگاه خداوند ناله و زاري كرده، نجات
خود را از خداوند مسئلت نمودند. خداوند دعاي آنان را اجابت فرمود و به حضرت موسي وهارون
وحي نمود: برويد بني اسراييل را از دست فرعونيان نجات دهيد. در نتيجه خداوند 170
يا 140 سال باقيمانده به ظهور موسي را صرف نظر کرد. شما شيعيان هم اگر چنين کنيد و
ظهور ما را از خداوند بخواهيد به شما عنايت ميشود. اي مفضل، اخبار و احاديث و روايات مربوط به ظهور حضرت مهدي را به شيعيان ما برسان تا مردم در دين خود شک نکنند و هرچه ميتوانند براي ظهور آن حضرت دعا کنند. شما نگاه کنيد اين همه در روايات حضرات معصومين سلام الله علیهم به دعا براي ظهور تأکيد و سفارش شده که هرچه ميتوانيد براي فرج آن عزيز ناله و گريه کنيد و از خدا بخواهيد. شما از هر کس بپرسيد که شرايط فعلي دنيا را چه کسي ميتواند اصلاح کند، پاسخ همه اين است که تنها امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف ميتواند. چرا با اين حال ما مردم را به اين سمت راهنمايي نميکنيم؟ اين ماجرا را همه شنيدهايم که، در زمان مرحوم ميرزاي شيرازي وباي شديدي در سامرا آمد. شدّت بيماري به قدري زياد بود که جنازههاي افراد، کنار خيابانها افتاده بود و کسي نبود آنها را جمع آوري کند. آنهايي که از لحاظ مالي قدرت داشتند، از شهر بيرون ميرفتند و بقيه عملاً محکوم به فنا بودند. روزي ميرزا در مجلس درسش گفت : من حکم ميکنم همه مردم زيارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوانند. سه روز بعد وبا به کلي برطرف شد. اين حقيقت است و داستان نيست. اين بدبختيهايي که در گوشه های دنيا گريبانگير شيعيان و مسلمانان شده از وبا بدتر نيست؟ چرا ما دسته جمعي چنين حرکتي را براي تعجيل در فرج انجام نميدهيم؟ همة آنها که دلشان ميسوزد و امام زمان را ميخواهند و اين مفاسد را نميتوانند تحمل کنند، بیایند دسته جمعي براي حضرت حرکت کنيم و زيارت عاشورا را بخوانيم. پيامبر اکرم صلوات الله علیه وآله به سلمان فرمودند: سلمان، زماني ميآيد که نگه داشتن ايمان از نگه داشتن آتش سرخ در دست سخت تر است. از همة شما ميپرسم آيا همين دوران ما را حضرت توصيف ننموده اند؟ آيا الآن کسي ميتواند به راحتي دين و ايمان خود را نگه دارد؟! بشر!... تو ديگر منتظر چه هستي ؟ چه قرار بوده اتفاق بيفتد که هنوز اتفاق نيفتاده است؟ تا شرايط دنيا از اين بدتر نشده بياييد همه با هم فرياد بزنيم و استغاثه کنيم و وجود مقدس امام عصرسلام الله علیه را از خداوند بخواهيم، تا بيايند و دنيا را از اين وضعيت نجات دهند. خاتمه دهنده به اين بساط و مصلح حقيقي تنها امام زمان سلام الله علیه است.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۳ساعت   توسط محمد
|
شب دوازدهم- بیت رهبری استاد پناهیان مقدمه: فرصت... امیرالمومنین وقتی میگویند"فرصتها سریع از دست میروند و بسیار دیر بازمیگردند" دارند از یک واقعیت در عالم صحبت میکنند نه اینکه صرفا یک حرفی برای انگیزه دادن به مردم زده باشند! "تسویف"، یعنی به تاخیر انداختن کار خوب، از تکنیکهای مهم شیطان است که ما باید برخلاف آن عمل کنیم؛ یعنی چه؟ یعنی ذهنمان دائم مترصد باشد که هیچ فرصتی را برای کار خوب از دست ندهد. برای کارهای خیرمان نقشه داشته باشیم. کار خیری که فرصتش کم پیش میآید: قربانی! تعریف و سابقه ی تاریخی: اما موضوع بحث امشبم درمورد "اغتنام فرصت" نیست! میخواهم درمورد موضوعی صحبت کنم که خیلی خیلی کم فرصتش برای انسان پیش می آید؛ و اگر پیش آمد و انسان استفاده نکرد پیامدهای سنگینی هم برای او دارد. : "فرصتِ قربانی دادن" (قربانی= چیز ارزشمندی را "برای قرب به خدا" از دست دادن) قله ی "قربانی"، شهادت است، و در دامنه ش انواع قربانیهای دیگر، انفاق و... قربانی دادن هم درطول تاریخ یک سنت رایج بوده از داستان هابیل و قابیل در ابتدای خلقت...تا زمانی که یهودیان می آیند نزد پیامبر و می گوییند علامت پیامبران این است که یک قربانی بکنند برای خدا اگر ما دیدیم که قبول شد، می فهمیم که راست میگویند...که وحی شد"بگوجز این بود که آن پیامبرانی که این علامت را هم برایتان آوردند کشتید؟!" و یا مثلا در روایت است که پیروان عیسی قرار شد چهل روز عبادت کنند، و بعد برای اینکه ببینند قبول است این عباداتشان یا نه، یک قربانی بدهند ببینند قبول شده یا نه؛ که بعد فقط قربانی یک نفر قبول نشد و عیسی(ع) پرسید که چرا؟ وحی شد که او تهِ دلش گاهی به ولایت تو شک دارد. کسی که ولایت ولی خدا را قبول نکند، عبادت و قربانی ش هم قبول نیست... فلسفه ی قربانی: قربانی دادن و اهمیتش، یک پیام و فلسفه ی خاصی دارد. این که : انسان، در این دنیا دارا نمی شود تا از دارایی اش لذت ببرد. بلکه دارا میشود تا –بعد از علاقه مند شدن به آن دارایی- به وسیله ی آن دارایی به خدا تقرب بجوید. مثلا انسان دارای نعمتِ "جان" است، برای اینکه همیشه آرزوی شهادت کند! همیشه از خدا تقاضا کند که فرصتی به او بدهد و جانش را بعنوان قربانی از او بپذیرد. البته سختترین قربانی دادن، دادنِ جان یا مال نیست. سختترین قربانی، دادن "آبرو" است؛ انسان مال خرج میکند که به مقام و عزت برسد. و فرصت این قربانی بالاخص برای سیاسیون پیش می آید که ارزشمندترین داراییشان آبرو و جایگاهشان است. اما به طور کلی، هرکس هر دارایی ای که دارد، آماده باشد که یک موقع خدا از او قربانی میخواهد، و فرصتِ این "قربانی خواستن خدا" را باید دریافت؛ کم پیش می آید چنین فرصتی... خدا از ابراهیمِ خلیل الرحمن گرفت این فرصت را! برای همین بود که وقتی خدا آن گوسفند را فرستاد که بجای پسرش ذبح کند، ابراهیم(ع) دلش گرفت... جهاد: یک فرصت کم یاب برای قربانی! یکی از "فرصتها"ی قربانی، عرصه ی جهاد(جنگ) است؛ و به همین دلیل که بسیار کم پیش می آورد خدا چنین فرصتی را، به همین دلیل هم خیلی "غضب" میکند به کسانی که به این فرصت پشت کنند! در جنگ تبوک، یک عده ای بهانه آوردند که ما نمیتوانیم الان با شما بیاییم جنگ و کار و زندگی داریم و... آیه آمد:« فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ اینهایی که 1 بار فرصتِ فرصت فداکاری و جهاد بهشان دادی، و عذر آوردند و نیامدند، اگر بعدا آمدند بگو هرگز به شما اجازه نمی دهم! شما بار اول که گفتم بیایید راضی به نیامدن و قعود شدید! ما نیازی به شما نداریم.»(سوره توبه- آیه 83) فرصت "اساسی"ست؛ اگر نشناسیش دیگر پیش نمی آید. سخن از "فداکاری" به تنهایی گفتن چندان فایده ندارد، باید بر "فداکاری به موقع" تأکید کرد... پیامدهای پشت کردن به فرصتِ فداکاری: یکی از غضبهای خدا بر کسی که پشت میکند (تَوَلّوا) به فرصتِ کمیاب فداکاری، "استبدال" است؛ این یک اصطلاح قرآنیست؛ «ای مومنان! اگر شما خوب پای دین نایستادید، فکر نکنید منتظر شما می مانم! بلکه یک عده ای بهتر از شما می آورم که ...»(سوره مائده-آیه 54) و یا می فرماید « هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ وقتی گفته میشود انفاق کنید، بعضیها بخل می ورزند، بدانید خدا غنی ست، و شما فقرایید. اگر پشت کنید به این فرصت یک قوم دیگر را به جای شما می آورم که دیگر مثل شما نیستند.»(سوره محمد-آیه 47)
· خطرناکترین غضب خدا، برای کسی که "به موقع، فداکاری" نمیکند: ماهیت کربلا را اصلا بدون این بحث نمیشود توضیح داد؛ یک طرف داستان کرببلا، قربانی دادن های حسین(ع) هست؛ اما بحث مهمتر در این مورد را باید در فاز "عبرتها"ی کربلا جستجو کرد. بززرگترین عبرت عاشورا در همین بث اغتنام فرصت قربانی ست... : پس گفتیم: اولا فرصت قربانی را غنیمت نشماری، ازت میگیرد و خدا و دیگر هم نمی دهد(جنگ تبوک) . ثانیا اگر به ولی خدا شک داشته باشی، قربانیت قبول نیست. ثالثا اگر "کم گذاشتی در قربانی کردن برای دین خدا"، خدا استبدالت میکند، چون نیازی به تو و قربانیت ندارد. همین؟! نه خیر! خطرناکترین سنت الهی دربرابر کسی ست که فرصتِ فداکاری برای دین را از دست بدهد و "اهمال" کند در این فداکاری، چه سنتی؟ «من لم یمشِ فی حاجة ولی الله؛ اُبتلیَ ان یمشی فی حاجة عدوّ الله» کسی که در راه ولی خدا فداکاری نکرد؛ مبتلا خواهد شد به این که همان فداکاری را در راه دشمن خدا بکند! کربلا برای مردم کوفه، همین "ابتلا" بود! باور کنید مردم کوفه یزید را دوست نداشتند! اصلا هیچ امید خیری از یزید برای کوفه نمیرفت؛ اما بدبختها "فداکاری کردند برای یزید"! جان خودشان را بردند برای یزید جنگیدند و کشته هم شدند!!! چرا؟! چون آن روز که امیرالمومنین می گفت بیایید بجنگید، سستی می کردند. (نه این هم که "نیایند"ها! سه تا جنگ رفتند با امام علی! فقط جنگ صفین ش یک سال طول کشید! و آنهمه شهید داد کوفه؛ می رفتند، اما سست می رفتند؛ امام را ناراحت می کرد این سستی، تا جایی که امام، آن خطبه ی "یا اشباح الرجال و لا رجال ..." را خواند ... آمدند پای رکاب علی(ع) ! اما از "کربلا" معلوم می شود که "خوب نیامدند"! و کاش جریمه ی این "خوب نیامدن"، حداقل "جهنم" بود؛ نه! خیلی بدتر از جهنم؛ به تلافی آن خوب نیامدن، خدا مبتلایشان کرد به ریختن خون حسین(ع)!!! جان خودشان را بدهند برای کشتنِ حسین(ع)!!! مسئولین ما –به شکر خدا- آنقدر خوب هستند و مردم ما آنقدر هشیار هستند که اینجا کسی "برای جمع آوری مال" نرود مسئول بشود؛ اما توجه بکنند همه و بویژه مسئولین: فرصت قربانی را اگر از دست بدهند، اگر کم بگذارند برای ولی خدا، خدا با کسی شوخی ندارد! حالا "استبدال" هیچی، آن "ابتلا" را چه خواهید کرد؟! بعد ما اینها را با دانشجوها که گفتگو میکنیم، دانشجو میگوید "آقا پس آن کسی که نوکر بی جیره و مواجب اسرائیل شده، بدون اینکه چیزی بهش بدهند، دارد خودش را خرج اهداف دشمن خدا می کند، یک جایی حضرت امام را ناراحت کرده بوده؟!"... والا چی بگم؟! صحیفه ی نور هست، برید بخوانید خودتان...! دوستان! "بدی" در روحِ لشکر کوفه، تصاعدی بالا رفت! طب چند روز، چند ساعت، اینها به این درجه از بدی رسیدند، فکر کنید به این معمای تاریخی که «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» خیلی حرفها دارد... خدایا فرصت قربانی کردن داراییهایمان را یک روز به ما بده. و ما را در آن لحظه، از غافلین قرار نده. (علمایی داشتیم، تمام سال را احیا میگرفت که نکند یکی از این شبها شب قدر باشد و او نداند و حاجتش را در آن شب نخواهد از خدا؛ حالا چی بود حاجتت مگر که اینقدر برات مهم بود؟! هیچی! "شهادت"! ... منت باید کشید از خدا که اجازه ی قربانی کردن بدهد) امیرالمونین می گوید «خداوند، بندگانی دارد که به شان نعمت هایی داده است برای منافع مردم! پس این نعمت را در دست اینها قرار داده که بذل کنند، اگر استنکاف بورزند، از آنها می گیرد و به دیگری میدهد» کاش مادرهای ما اینطور بچه هاشان را تربیت می کردند که :« فرزندم! درس بخوان زحمت بکش دکتر شو مهندس شو پول فراهم کن خانواده تشکیل بده فرزندان خوب تربیت کن داراییهای ارزشمندی برای خودت فراهم کن، شاید خدا یک روزی لطف کرد و بهت فرصت داد قربانی شان کنی! » خدا در طول تاریخ به هیچیک از انبیا و اولیا فرصت اینطور قربانی کردن نداد...ته ش حضرت ابراهیم بود که نیمه راه خدا گفت "بس ه دیگه!" فقط به یک نفر اجازه داد که «هرچه می خواهی بیاوری بیاور...همه ش قبول است!» حالا هی به اباعبدالله می گویند «این زن و بچه را دیگر کجا میبری؟!» حسین چه جوابی بدهد به اینها؟! چه میفهمند که عزیز ترین داراییهای حسین همینها هستند (که تا لحظه ی آخر، چشم امام به خیام است و نگران اینها)...و لاجرم، عزیزترین قربانی ها... "شکر"، یعنی نعمت را در جای خودش مصرف کردن؛ یعنی نعمت را در جهت قرب به خدا مصرف کردن؛ خب بهترین جای مصرف هر نعمتی(یعنی برترین شکر هر نعمتی) قربانی کردن آن است!... بعد شما دعای عرفه را که می خوانید؛ اصلا "عطشِ شکر" موج می زند در آن... چند صفحه امام حسین فقط یکی یکی نعمتهایی را که خدا داده نام می برد که "خدایا چطوری شکر کنم این را؟!" انگار که التماس کند که "خدایا! اجازه بده تک تک این نعمتها را فدای تو کنم..."
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۹ساعت   توسط محمد
|
یونس ابن یعقوب از امام صادق
علیه السلام نقل کرده است که: الوسائل : 11 / 518 ج 7 والبحار : 76 / 354 ج 21 عن كنز الكراجكي : ص 63 بإسناده عن يونس بن يعقوب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ساعت   توسط محمد
|
چرا برخی دعاها مستجاب نمیشود؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۵ساعت   توسط محمد
|
از
امیرالمومنین علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از
آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز
روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و
شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»
*روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزهاش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود، از برای روزهدار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده، از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است. * نماز: نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده است، آن دو رکعت است، در وقت چاشت در هر رکعت بعد از «حمد»، پنج مرتبه «توحید» و «الشمس» بخواند و بعد از سلام نماز بخواند «لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»، پس دعا کند و بخواند «یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ» . *دعا: خواندن این دعا است که شیخ در «مصباح» فرموده، خواندن آن مستحب است: «اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۳۰ساعت   توسط محمد
|
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این میفرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. » ... متن كامل روايت عنوان بصري با ترجمة آن در ادامه مطلب تقدیم می شود اين روايت از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است، و مجلسي در كتاب «بحار الانوار» ذكر نموده است؛ و چون دستورالعمل جامعي است كه از ناحية آن إمام هُمام نقل شده است، ما در اينجا عين الفاظ و عبارات روايت و به دنبال آن ترجمهاش را بدون اندك تصرّف ذكر مينمائيم تا محبّين و عاشقين سلوك إلي الله از آن متمتّع گردند: ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط محمد
|
در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخش ترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48 امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه 110 امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقتخدا همه گناهان را مىآمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53 امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد) سوره آل عمران آیه135 باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود: اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است "واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين سوره هود آیه 118 و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمىخيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مىريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مىشود از نمازش كنار نمىرود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمىماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مىشود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش میكند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۳ساعت   توسط محمد
|
|